تبلیغات
مناظره ونقد عقائد برادران اهل سنت و آقایان وهابی
توسل بزرگان حنابله به قبر امام كاظم (ع)

أخرج الخطیب البغدادی بإسناده عن أحمد بن جعفر بن حمدان القطیعی قال: «سمعت الحسن بن إبراهیم أبا علی الخلال شیخ الحنابلة فی عصره یقول: ما همّنی أمر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسّلت به إلّا سهّل اللّه تعالى لی ما أحبّ».  تاریخ بغداد: 133/1، بتحقیق مصطفى عبد القادر عطا، ط. دار الكتب العلمیة - بیروت.
خطیب بغدادى از علماى بزرگ اهل سنت مى‏نویسد: ابو على خلال مى‏گفت: هرگاه كه مشكل سختى برایم پیش مى‏آمد، كنار قبر حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام) مى‏ رفتم و به او توسل ‏جستم، مشكلاتم برطرف مى‏شد



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
خدای وهابیت از عرش به زیر می آید

ابن تیمیه می گوید: هر شب هر طور كه بخواهد به آسمان دنیا فرود می آید، و می گوید: آیا كسی هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم، و طالب مغفرتی هست كه او را ببخشم...خدا این كار را تا طلوع فجر انجام می دهد.
و پس از نقل مطلب فوق می نویسد: «فمن أنكر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ» (هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنیا انكار یا توجیه كند بدعتگذار و گمراه است.
 مجموعة الرسائل الكبری، رساله یازدهم: 451.
«ابن بطوطه» در سفرنامه خود می نویسد: «ابن تیمیّه» درمسجد جامع دمشق كه من حضور داشتم، بر بالای منبر گفت: «إنّ اللّه ینزل إلی السماء الدنیا كنزولی هذا» (خداوند به آسمان دنیا فرود می آید، همچنان كه من از پلّه این منبر فرود می آیم)، سپس یك پلّه پایین آمد، «ابن الزهراء» از فقهاء مالكی اعتراض كرد، و اظهارات وی را به اطلاع ملك ناصر رساند، وی دستور داد تا او را زندانی كردند، و در زندان از دنیا رفت.
 رحلة ابن بطوطة: 113.


ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

قبر مصعب زیارتگاه عمومى‏

قال ابن الجوزی فی ترجمة مصعب بن الزبیر المتوفّى (157): «زارت العامّة قبره بمسكن كما یزار قبر الحسین (ع). المنتظم: 15/14.
ابن جوزى مى‏گوید: قبر مصعب بن زبیر در مسكن، همانند قبر امام حسین(ع) زیارتگاه عمومى است.



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
«شیعه شناسی »
زیارت قبر مالك در قبرستان بقیع‏

قبر مالك بن أنس إمام المالكیّة المتوفى (179)، ببقیع الغرقد فی المدینة المنورةقال ابن جبیر فی‏رحلته: «علیه قبّة صغیرة مختصرة البناء، وقد مرّ أنّ الفقهاء عدّوا زیارته من آداب من زار قبر النبی الأقدس (ص)». رحلة ابن جبیر: ص‏173.
ابن جبیر در سفرنامه خود مى‏نویسد كه قبر مالك، پیشواى مالكى‏ها در قبرستان بقیع داراى گنبد كوچكى بود و فقهاى اهل سنت زیارت قبر او را از آداب زیارت قبر رسول اكرم(ص) شمرده‏اند.



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

تبرك و توسل شافعى به قبر ابو حنیفه‏

قبر أبی حنیفة النعمان بن ثابت إمام الحنفیّة المتوفى (150)، فی الأعظمیّة ببغداد، مزار معروف، روى الخطیب عن علی بن میمون قال: سمعت الشافعی یقول: «إنّی لأتبرّك بأبی حنیفة وأجی‏ء إلى قبره فی كلّ یوم یعنی زائراً، فإذا عرضت لی حاجة صلّیت ركعتین وجئت إلى قبره وسألت اللّه تعالى الحاجة عنده فما تبعد عنّی حتّى تقضی». تاریخ بغداد: 135/1. وذكره الخوارزمی فی مناقب ابی حنیفة (2/199)، وابن الجوزی فی المنتظم: 16/100. 
قبر ابو حنیفه امام حنفى‏ها در منطقه اعظمیه بغداد زیارتگاه عمومى است، و خطیب بغدادى از علماى بزرگ اهل سنت از على بن میمون نقل مى‏كند كه از شافعى پیشواى شافعى‏ها شنیدم كه مى‏گفت: هر روز به زیارت قبر ابو حنیفه مى‏روم و به قبر او تبرّك مى‏جویم. 
وهرگاه برایم حاجتى پیش آید دو ركعت نماز خوانده و در كنار قبر او دعاء مى‏كنم و در فاصله كوتاه حاجتم بر آورده مى‏شود.

 



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
گفتگوى امام مالك با منصور دوانیقى در آداب زیارت:

ابو جعفر منصور دوانیقى در مسجد پیامبر ( ص ) مشغول زیارت بود، و سلامها و دعاها را با صداى بلند مى‏خواند، مالك، امام و پیشواى گروهى از اهل سنّت در مسجد حضور داشت، به منصور اعتراض كرد و گفت: صدایت را در مسجد پیامبر بلند مكن، زیرا خداوند گروهى از مردم را ادب نموده وفرموده است: ( لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِ‏ّ وَلَاتَجْهَرُواْ لَهُ‏و بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَلُكُمْ وَأَنتُمْ لَاتَشْعُرُونَ ) ،{حجرات: 2 .}
صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مكنید، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‏گویید با او سخن مگوئید، مبادا بى‏آنكه بدانید كرده‏هایتان تباه شود . 
و گروهى دیگر را ستوده و فرموده است: ( إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَل-ِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‏ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ ) . آنان كه پیش پیامبر خدا، صدایشان را فرو مى‏كشند افرادى‏{حجرات: 3 .}
هستند كه خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان كرده است، آنان را آمرزش و پاداشى برگ است . 
و گروهى دیگر را مذمّت و سرزنش نموده و فرموده است : ( إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ أَكْثَرُهُمْ لَایَعْقِلُونَ ) ، كسانى كه تو را از پشت‏{ حجرات : 4 . }
اتاقها به فریاد مى‏خوانند، بیشترشان نمى‏فهمند . 
اى منصور! پیامبر خدا ( ص ) زنده و مرده‏اش احترام دارد . 
منصور دوانیقى در برابر سخنان مالك متواضع شد و آرام گرفت، سپس پرسید : آیا رو به قبله قرار بگیرم و دعا بخوانم، یا رو به پیامبر؟
مالك گفت : صورتت را از قبر پیامبر برنگردان و در حالیكه مقابل قبر ایستاده‏اى دعا كن، پیامبر خدا وسیله تو و پدرت حضرت آدم ( ع ) براى تقرّب به خدا در قیامت خواهد بود، پس برابر رسول خدا ( ص ) و قبر او به ایست، و از او طلب شفاعت كن، كه خداوند شفاعت او را مى‏پذیرد . 
خداى متعال در قرآن مى‏فرماید : ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا ) ، { نساء : 64 . }
{الشفاء بتعریف حقوق المصطفى : 1 / 28 .}
واگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند، پیش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى‏كرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان مى‏یافتند .



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

نظریه سبكی در تبرك به قبور صالحان و پیامبران‏

قال السبكی: «إنّ من المعلوم من الدین وسیر السلف الصالحین، التبرّك ببعض الموتى من الصالحین، فكیف بالأنبیاء والمرسلین، ومن ادّعى أنّ قبور الأنبیاء وغیرهم من أموات المسلمین سواء، فقد أتى أمراً عظیماً نقطع ببطلانه وخطئه فیه، وفیه حطّ لدرجة النبی (ص) الى درجة من سواه من المسلمین، وذلك كفر متیقّن، فإن من حط ّرتبة النبی‏6 عمّا یجب له، فقد كفر.
شفاء السقام: ص‏130. 
سُبكى از علماى بزرگ اهل سنت مى‏گوید: آنچه كه از ملاحظه دین اسلام و روش شخصیت‏ها و بزرگان صالح گذشته استفاده مى‏شود این است كه تبرك به قبور مردگان امر شرعى است و مانعى ندارد تا چه رسد به قبور پیامبران، و اگر كسى ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت وباطلى به زبان آورده است و موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران گردیده است و شكى نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است.



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
توسّل بلال مؤذّن رسول خدا ( ص ) به قبر آن حضرت : 

بلال مؤذّن رسول خدا ( ص ) در عهد عمر بن خطّاب در شهر شام اقامت داشت . شبى در عالم خواب پیامبر را دید كه به وى فرمود : «ما هذه الجفوة یا بلال؟! أما آن لك أن تزورنی یا بلال؟ فانتبه حزیناً وجلاً خائفاً، فركب راحلته وقصد المدینة فأتى قبر النبیّ ( ص )، فجعل یبكی عنده ویمرّغ وجهه علیه، فأقبل الحسن والحسین ( ع ) فجعل یضمّهما ویقبّلهما» . 
اى بلال! این چه ظلمى است در حقّ من روا داشته‏اى ؟ آیا وقت آن نرسیده است كه مرا زیارت كنى؟
از خواب بیدار شد، ناراحتى و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود، با سرعت وسائل سفر را بسته و بر مركبش سوار شد و به طرف مدینه حركت نمود . 
وقتى كه به شهر مدینه رسید كنار قبر رسول خدا ( ص ) آمد، در حالیكه گریه مى‏كرد، صورت خود را بر قبر حضرت مى‏مالید، در این هنگام حسن و حسین ( ع ) را دید كه به طرف قبر جدّشان مى‏آیند، آن دو عزیز را به آغوشش گرفت وغرق بوسه ساخت . 
{أسد الغابة : 1 / 28 . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
توسّل عثمان بن ضریر به خدا به وسیله پیامبر ( ص ) : 

«ترمذى» از «عثمان بن حنیف» نقل مى‏كند : مردى نابینا محضر پیامبر ( ص ) آمد و عرض كرد : «أدع اللّه أن یعافینی» . از خدا بخواه كه سلامتى و بینائى را به من باز گرداند . 
قال : إن شئتَ دعوت، وإن شئتَ صبرت فهو خیر لك . قال : فادعه . قال : فأمره أن یتوضّأ فیحسن وضوءه ویدعوه بهذا الدعاء» . 
اگر بخواهى دعا مى‏كنم، و اگر صبر كنى براى تو بهتر است، عرض كرد : براى من دعا كن، حضرت فرمود : وضوئى نیكو بگیر، و این دعا را زمزمه كن : 
اللّهمّ إنّی أسألك وأتوجّه إلیك بنبیّك محمّد نبیّ الرحمة . یا محمّد! إنّی توجّهت بك إلى ربّی فی حاجتی هذه لتقضى لی، اللّهمّ فشفّعه فیّ» . 
خداوندا! به واسطه پیامبرت كه رسول رحمت است به تو روى آورده‏ام و حاجت خود را از تو طلب مى‏كنم . 
اى محمد ( ص ) به و سیله تو به پروردگارم روى آورده‏ام تا حاجتم روا شود، خداوندا او را شفیع من قرار ده . 
ترمذى و ابن ماجه دو تن از نویسندگان صحاح سته پس از نقل حدیث گواهى بر صحت آن داده‏اند . {صحیح ترمذى : 5 / 229 ر 3649، ط . دار الفكر بیروت، تحقیق عبد الرحمن محمد عثمان . سنن ابن ماجة : 1 / 448 . }
و حاكم نیشابورى نیز در موارد متعدد كتاب مستدرك الصحیحین آورده و شهادت بر صحت آن داده و نوشته است : این حدیث شرائط كتاب صحیح بخارى و صحیح مسلم را دارد . {المستدرك على الصحیحین : 1 / 313، و 519، و 526 . }
و همچنین طبرانى و هیثمى دو تن از علماء بزرگ اهل سنت با تصریح به صحت روایت آن را نقل كرده‏اند . {كتاب الدعاء : 320، المعجم الكبیر : 9 / 31 ومجمع الزوائد : 2 / 279 .}



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

أبو أیّوب انصارى كنار قبر پیامبر ( ص ) : 

«احمد بن حنبل» در مسند از داود بن أبی صالح نقل كرده است : «أقبل مروان یوماً فوجد رجلاً واضعاً وجهه على القبر، فقال : أتدری ما تصنع؟ فأقبل علیه، فإذا هو أبو أیّوب؟ فقال : نعم، جئت رسول اللّه ( ص ) ولم آت الحجر، سمعت رسول اللّه ( ص ) یقول : لا تبكوا على الدین إذا ولیه أهله، ولكن ابكوا علیه إذا ولیه غیر أهله» . 
مروان حكم شخصى را دید كه كنار قبر پیامبر نشسته و صورت خود را روى قبر قرار داده است، نزدیك رفت و گفت : آیا مى‏دانى چه كار مى‏كنى؟ وقتى كه خوب دقّت كرد، دید أبوأیّوب انصارى است . 
پاسخ داد : آرى مى‏فهمم چه كار مى‏كنم، آمده‏ام به زیارت رسول خدا، و من او را هرگز ترك نخواهم كرد، از آن حضرت شنیدم كه مى‏فرمود : «لا تبكوا على الدین إذا ولیه أهله ولكن ابكوا علیه إذا ولیه غیر أهله» . 
زمانى كه انسانهاى شایسته، متولى امور دینى مردم باشند، بر دین خود گریان نباشید، ولى اگر افراد نالایق زمام امور را به دست گرفتند، بر دینتان هراسان باشید و اشك بریزید . {مسند أحمد : 5 / 422، تاریخ مدینة دمشق : 57 / 249، المستدرك على الصحیحین : 4 / 515 ومجمع الزوائد : 5 / 245 . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
توسّل بلال بن حارث به قبر پیامبر ( ص ) : 

«احمد زینى دحلان» مفتى شهر مكّه مى‏نویسد : بیهقى و ابن أبو شیبة به سند صحیح نقل كرده‏اند : در زمان خلافت عمر، بر اثر خشكسالى، مردم دچار قحطى شدند، شخصى به نام بلال بن حارث از اصحاب پیامبر ( ص ) كنار قبر آن حضرت آمد و خطاب به قبر گفت : 
«یا رسول اللّه! استسق لأمّتك، فإنّهم هلكوا، فأتاه رسول اللّه ( ص ) فی المنام وأخبره أنّهم یسقون . 
اى رسول خدا ( ص ) امّتت نابود شدند، براى آنان از خدا باران طلب كن . 
رسول خدا ( ص ) را در خواب دید، فرمود : به مردم بگو باران خواهد آمد . 
ولیس الاستدلال بالرؤیا للنبیّ ( ص )، فإنّ رؤیاه وإن كانت حقّاً لا تثبت بها الأحكام، لإمكان اشتباه الكلام على الرائی، لا لشكّ فی الرؤیا، وإنّما الاستدلال بفعل الصحابی وهو بلال بن الحارث‏2 فإتیانه لقبر النبیّ ( ص )، ونداءه له، وطلبه منه أن یستسقی لأمّته، دلیل على أنّ ذلك جائز، وهو من باب التوسّل والتشفّع والاستغاثة به ( ص )، وذلك من أعظم القربات، وقد توسّل به ( ص ) أبوه آدم ( ع ) قبل وجود سیّدنا محمّد ( ص )» . 
استدلال به این حدیث براى ثابت نمودن جواز توسّل به پیامبر پس از رحلت آن حضرت، از زاویه رؤیا و خوابى كه دیده، نیست، زیرا این رؤیا گرچه صادق و حق است ولى بوسیله آن نمى‏شود احكام شرعى را ثابت نمود، و امكان دارد شخصى كه خواب مى‏بیند، در حفظ و نقل سخنانى كه در خواب ردّ و بدل مى‏شود اشتباه كند . 
بلكه استدلال از جهت عمل یك نفر از اصحاب پیامبر ( ص ) و آمدن او كنار قبر و درخواست از آن حضرت براى آمدن باران است كه دلیل بر جواز توسّل و ملاك شرعى آن است، و معلوم مى‏شود كه این عمل از بزرگترین وسائل تقرّب به خدا است، همچنانكه حضرت آدم ( ع ) قبل از این كه رسول اكرم ( ص ) به دنیا بیاید، به آن حضرت متوسّل شد . {الدرر السنیّة : 1 / 9، دلائل النبوّة للبیهقى : 7 / 47، باب ما جاء فى رؤیة النبى ( ص ) فی المنام، تاریخ الإسلام الخلفاء الراشدون : 273 . }
و همچنین بیهقى و ابن ابى شیبه نقل كرده‏اند : «أصاب الناس قحط فی زمن عمر رضی اللّه عنه، فجاء رجل إلى قبر النبی صلى اللّه علیه وسلّم، فقال : یا رسول اللّه! هلك الناس، استسق لأمّتك، فأتاه رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم فی المنام، فقال : إئت عمر فاقرأه منّی السلام، وأخبره أنّهم مسقون، وقل له : علیك الكیس . 
قال : فأتى الرجل عمر فأخبره، فبكى عمر رضی اللّه عنه، وقال : یا ربّ ماآلوا إلاّ ما عجزت عنه» . {تاریخ دمشق : 44 / 346 و 56 / 489، الإصابة : 6 / 216، المصنّف لابن أبی شیبة : 7 / 482، وكنز العمّال : 8 / 431 . }
در زمان عمر، مردم دچار قحطى و خشكسالى شدند، مردى كنار قبر پیامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا مردم نابود شدند، از خداوند براى امتت طلب باران كن، رسول خدا ( ص ) در عالم خواب به آن مرد فرمود : نزد عمر برو و از جانب من به او سلام برسان و بگو : بزودى باران خواهد آمد و سیرآب خواهید شد، و بگو : كیسه سخاوت را گسترده ساز .
آن مرد ماجراى خوابش را براى عمر نقل كرد، قطرات اشك از چشمان عمر جارى شد و گفت : اى خدا هرچه كوشش و جدیّت كردم ولى همیشه ناتوان و عاجز بودم . 
ابن حجر در فتح البارى و ابن كثیر در البدایة والنهایة مى‏گویند : اسناد این روایت صحیح است . {فتح الباری : 2 / 412، فی باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء إذا قحطوا . 
البدایة والنهایة : 7 / 105 . فی واقعة سنة ثمانی عشرة . }
ابن حجر مى‏نویسد : مردى كه خواب دیده بود بلال بن هلال از اصحاب رسول اكرم ( ص ) بود . {فتح الباری : 2 / 412 . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

توسّل عرب بادیه‏نشین به قبر رسول خدا ( ص ) : 

نویسندگان همه مذاهب اسلامى داستان تشرّف اعرابى به زیارت قبر رسول خدا ( ص ) را در كتابهاى خود نوشته‏اند، و از آن با تجلیل و عظمت یاد كرده و از نمونه‏هاى عالى آداب و روش زیارت شمرده‏اند . 
این داستان را «ابن عساكر» در تاریخ دمشق، و ابن جوزى در «مثیر الغرام الساكن» و دیگران از «محمّد بن حرب هلالى» نقل كرده‏اند، كه گفت : 
«دخلت المدینة، فأتیت قبر النبیّ ( ص )، فزرته وجلست بحذائه، فجاء أعرابیّ فزاره، ثمّ قال : یا خیر الرسل! إنّ اللّه أنزل علیك كتاباً صادقاً، قال فیه : ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا) وإنّی جئتك مستغفراً ربّك من ذنوبی،{نساء : 64 . }
متشفّعاً بك، وفی روایة : وقد جئتك مستغفراً من ذنبی مستشفعاً بك إلى ربّی . 
وارد مدینه شدم، كنار قبر پیامبر رفتم و پس از زیارت آن حضرت مقابل قبر نشستم، یك نفر از اعراب بادیه نشین وارد شد و پس از زیارت قبر رسول خدا ( ص ) خطاب به قبر شریف گفت : اى بهترین پیامبر خدا! خداى متعال كتابى را كه جز راستى و درستى در آن نیست بر تو نازل كرد، و در آن فرمود : ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا)، و اگر آنان كه به خود{نساء : 64 . }
ستم كرده بودند، پیش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى‏كرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان مى‏یافتند . 
و من اكنون آمده‏ام تا از خداى تو از گناهانم طلب آمرزش كنم، و تو را شفیع و واسطه قرار دهم، سپس گریه كرد و این شعر را زمزمه مى‏كرد : 
یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه *** فطاب من طیبهنّ القاع والأكم‏
نفسی الفداء لقبر أنت ساكنه *** فیه العفاف وفیه الجود والكرم‏
اى بهترین كسى كه در دل زمین دفن شده‏اى، زمین و كوههاى اطراف آن بوسیله تو پاك و پاكیزه شد . 
جانم فداى آن قبرى كه تو در آن ساكن شده‏اى، قبرى كه عفّت و پاكى و جود و كرم و بزرگى در آن مدفون شده است . 
ثمّ استغفر وانصرف، قال : فرقدت فرأیت النبیّ ( ص ) فی نومی وهو یقول : إلحق الرجل وبشّره بأنّ اللّه غفر له بشفاعتی، فاستیقظت، فخرجت أطلبه فلم أجده» . 
سپس از خدا طلب مغفرت و آمرزش كرد و از مسجد خارج شد . 
محمد بن حرب هلالى مى‏گوید : در خواب پیامبر اكرم ( ص ) را دیدم كه به من فرمود : مرد اعرابى را دریاب، و به او بشارت ده كه خداوند با شفاعت من او را آمرزید، از خواب بیدار شدم، و به دنبالش گشتم تا او را پیدا كنم، ولى او را ندیدم .  {دفع الشبهة عن الرسول للحصنی : 143، الأحكام السلطانیّة للماوردی : 109، شفاء السقام للسُبكیّ : 151، الدرر السنیّة لزینی دحلان : 1 / 21 . }
«محمود سعید ممدوح» از علماى بزرگ اردن مى‏گوید : این آیه قرآن ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا) كه به گنه كاران دستور داده براى بخشش گناهان خود رسول اكرم ( ص ) را واسطه و شفیع خود قرار دهند شامل دوران حیات پیامبر و هم دوران پس از مرگ را شامل مى‏شود، و اگر كسى بخواهد آن را محدود به دوران حیات حضرت قرار دهد، اشتباه كرده و به بى‏راهه رفته است، چون هر گاه فعلى بعد از حروف شرط قرار گرفت معناى عموم را مى‏رساند و از بهترین حالات فهم كلى و عموم از یك عبارت است، همچنانكه در كتاب «ارشاد الفحول ، ص 122» به این مطلب اشاره شده است . 
استاد بزرگوار ما علّامه و محقّق «سیّد عبد اللّه صدیق غمارى» مى‏نویسد : این آیه عمومیت دارد و شامل حیات و پس از مرگ مى‏شود، و اختصاص آن به یكى از این دو حالت، دلیل مى‏خواهد كه آن هم موجود نیست . 
تفسیر كنندگان آیات قرآن، و شارحان این كتاب مقدّس هم از این آیه معناى عموم را فهمیده‏اند؛ زیرا همه مفسّران داستان مشهور آمدن اعرابى را كنار قبر پیامبر به نقل از «عتبى»، ذیل همین آیه آورده‏اند . 
ابن كثیر دمشقى در تفسیر خود نوشته : جمعى از بزرگان همانند شیخ ابو نصر صباغ در كتاب خود این قضیه مشهور را از عتبى نقل كرده‏اند كه گفته است : در كنار قبر پیامبر اكرم ( ص ) نشسته بودم كه اعرابى وارد شد و گفت : السلام علیك یا رسول اللّه . . . . {رفع المنارة فی تخریج أحادث التوسّل والزیارة : 57 . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی

توسّل ابو بكر به پیامبر ( ص ) : 

«هذا أبو بكر : أقبل على فرسه من مسكنه بالسُنْح حتّى نزل فدخل المسجد فلم یكلّم الناس حتّى دخل على عائشة رضی اللّه عنها فتیمّم النبیّ ( ص ) وهو مسجّى ببرد حبرة،  پس از انتشار خبر فوت پیامبر اكرم ( ص ) در شهر مدینه، و اطلاع و آگاهى ابو بكر از رحلت آن حضرت، از محلّ سكونتش «سُنح» حركت كرد، تا خودش را به منزل پیامبر برساند، وارد مسجد شد و با هیچ كس سخن نگفت، نزد دخترش عائشه رفت، بدن پیامبر را مشاهده كرد كه در بُردى پیچیده‏اند، كنار بدن رسول خدا ( ص ) نشست . «فكشف عن وجهه ثمّ أكبّ علیه فقبّله ثمّ بكى، فقال : بأبی أنت یا نبیّ اللّه! لا یجمع اللّه علیك موتتین، أمّا الموتة التی كتبت علیك فقدمتها» . 
سپس پارچه را از صورت پیامبر كنار زد و خودش را روى بدن انداخت و بوسید و گریه كرد و حضرت را خطاب نموده و گفت : اى پیامبر حق! خداوند دو مرتبه مردن را از تو برداشته و فقط یك مرگى براى تو مقدر فرموده بود كه سپرى شد . 
{صحیح بخارى : 2 / 70، كتاب الجنائز، باب الدخول على المیّت بعد الموت، 5 / 143، كتاب المغازی، باب مرض النبی ( ص) . }
«زینى دحلان» مفتى شهر مكه در ادامه نقل این حدیث مى‏گوید : 
«قال ابو بكر : طبت حیّا ومیّتاً، وانقطع بموتك ما لم ینقطع للأنبیاء قبلك، فعظمت عن الصفة وجللت عن البكاء، ولو أنّ موتك كان اختیاراً لجدنا لموتك بالنفوس، اذكرنا یا محمّد! عند ربّك، ولنكن على بالك» . 
ابو بكر گفت : اى رسول خدا ( ص )! زندگى و مرگت پاك و طاهر و با بركت بود، با مرگ تو وحى الهى براى همیشه قطع شد، مقام و شأن تو برتر از توصیف است و اجازه گریه نمى‏دهد، و اگر مرگ تو در اختیار ما بود، با جانهاى خود از مرگت جلوگیرى مى‏كردیم، اى پیامبر خدا در پیشگاه پروردگارت ما را یاد كن و فراموش نفرما . {سیره زینى دحلان، در حاشیه سیره حلبى : 3 / 391، چاپ مصر . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
توسل ابوطالب به رسول اكرم در حال كودكى : 

ابن عساكر و دیگران از ابو عرفه نقل كرده‏اند كه گفته است : در زمان قحطى بود كه وارد سرزمین مكه شدم، و دیدم مردم اطراف ابوطالب حلقه زده و به وى مى‏گویند : اى ابو طالب اینك قحطى سراسر سرزمین مكه را فرا گرفته و خانواده‏ها در معرض نابودى قرار گرفته‏اند، از خداوند، طلب رحمت نما!
ابوطالب به همراه كودكى خردسالى كه همان پیامبر گرامى بود و مانند خورشید مى‏درخشید و اطراف او را غلامان حلقه زده بودند بیرون آمد و در كنار كعبه قرار گرفت و به رسول اكرم متوسل شد و طلب باران نمود، همان وقت ابرها از گوشه و كنار آسمان به هم پیوستند و بارش آغاز شد بطورى كه تمام صحراها و درّه‏ها انباشته از آب گردید . در این وقت بود كه ابو طالب آن شعر معروف خود را سرود . 
وأبیض یستسقى الغمام بوجهه ***  ثُمال الیتامى عصمة للأرامل‏
أخرج ابن عساكر عن أبی عرفة ، قال : قدمت مكة وهم فی قحط ، فقالت قریش ، یا أبا طالب أقحط الوادی ، وأجدب العیال ، فهلم فاستسق ، فخرج أبو طالب ومعه غلام یعنی النبی ( صلى اللّه علیه وآله ) كأنه شمس دجى تجلت عن سحابة قتماء ، وحوله أغیلمه ، فأخذ النبی أبو طالب فألصق ظهره بالكعبة ، ولاذ إلى الغلام وما فی السماء قزعة ، قأقبل السحاب من هاهنا وهاهنا وأغدق واغدودق ، وانفجر له الوادی ، وأخصب النادی والبادی ، وفی ذلك یقول أبو طالب . مختصر تاریخ دمشق لابن منظور ج 1 جزء 1 ص 162، الخصائص الكبری للسیوطی : 1 / 86، السیرةالنبویة لزینى دحلان : 1 / 43 . 
در صحیح بخارى در باب «استسقاء» نیز به شعر ابو طالب اشاره شده است . صحیح البخاری : 2 / 15 باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء إذا قحطوا . 



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
توسّل أمیر المؤمنین به پیامبر ( ص ) : 

على ( ع ) هنگامى كه بدن مطهّر رسول خدا ( ص ) را غسل مى‏داد، آن حضرت را مخاطب قرار داد و عرض كرد : 
«بأبی أنت وأمّی یا رسول اللّه! لقد انقطع بموتك ما لم ینقطع بموت غیرك من النبوّة والإنباء وأخبار السماء إلى أن قال : بأبی أنت وأمّی اذكرنا عند ربّك واجعلنا من بالك» . 
اى رسول خدا ( ص ) پدر و مادرم به فدایت باد، با مرگ تو وحى الهى و پیامهاى آسمانى قطع شد . . . یادآور ما نزد پروردگارت باش و ما را از یاد مبر . {نهج البلاغة، خ 235 . }



ارسال در تاریخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط صادق كاهانی
(تعداد کل صفحات:10) ... 5 6 7 8 9 10

قالب وبلاگ

                                                                                                                                                  مناظره ونقد عقائد برادران اهل سنت و آقایان وهابی